این قرای مشتی پس کوشن اشکین که میاد همه به گوشن تو رو دوست داشتمتو هیچکی به چشمم نیومد میپریدی با همه اما صدام در نیومد اگه فکر کردی بتازونی همینجور میمونه نمیدونستی میچرخه سر انگشت زمونه خدا ازت نمیگذره مظفر کسی باهات نمیپره مظفر رفتی و برنگشتی خب به یه ورم خودت میدونی که من از همه سرم تو شروع کردی اضافه کاریهای بیخودی ما رو میبردی تو بازی به مثال نخودی کاش تو هم یه رنگ و دل بودی ولی لاشی شدی دست این زمونه گشتی و چه کلاشی شدی چه نقاشی شدی خدا ازت نمیگذره مظفر کسی باهات نمیپره مظفر رفتی و برنگشتی خب به یه ورم خودت میدونی که من از همه سرم